اصئلا فراپه خوب است

اصولاً فراپه نوشیدنی خوبی است

یه چیزهایی هست که خوب و دقیق نمی تونی توضیح بدی.یه حرفهایی هست که نمی تونی خوب بگی .اصلا برای کی بگی . یه کارایی هست که بلدی انجام بدی ولی نمی تونی . یه روزایی هست که روز تو نیست. یه روزهایی هست که خوبی. یه روزایی هست که نامردی می بینی و دقیقا یه روزایی از کسایی که انتظار نداری،رفاقت.یه روزایی هست که رفیقات میرن سفر. یه روزایی هم هست که تو میری سفر.
صبحش به شیرین کاری های "فرزاد" و "آزاده" تو برنامه زنده تلوزیونی می خندی .کجا؟ پونزده هزار مایل اونور تر.بعد رفیقت میاد در خونه و میری باهاش که مثل ایران پارتی داشته باشه واسه باز کردن کردیت کارت و کارش رو راه می اندازی تا ظهر .
یه عصری هم پشت چراغ به یه شوخی می خندی . پیرمردی سرش رو انداخته پایین و میره رو خط عابر پیاده .بغل دستیت میگه این فلانی فلان مذهب رو داره .داره رو زمین رو نگاه می کنه مبادا یه وقت سکه ای افتاده باشه زمین . یه حرفهایی هست که باید بزنی واسه کی ؟ از من بپرسی میگم واسه هیشکی . یه وقتهایی اصلا بغضت میگیره . شونه می خوای واسه بغضت ؟ نیست .نگرد که گشتیم و پیش از ما هم گشتند و نبود.چاره چیه ؟
به قول بچه های گروه ایندو و آق محسن "چاره حتما جز اینه که ناله شبگیر کنیم . "
دادا ناله تو کار ما نیست .حالا یه وقتهایی بغض میاد سراغت.یه سیگار بهمن و آهنگ "سوقاتی"هست واسه این وقت ها . یه وقت هایی هست که می چرخی تو قلب سینما. خیابون هالیوود رو بالا و پایین گز می کنی . یه وقت هایی هست مثل امروز اصلا با "اِما واتسون" "فراپه "می خوری . آخ آخ آخ ....کوفتت بشه اون فراپه ...نمی دونستم تو پاریس بدنیا اومده دخترک.وسط بهشت به دنیا اومده باشی کجا رو بلدی واسه زندگی .طفلکی جهنمم دید امروز در حضور ما.
بعد برمی گرده و میگه :"کارای منو دیدی ؟" و تو بهش میگی :"نه آخه من از کارای ناتالی پورتمن خوشم میاد و کینت وینسلت."
بعد واتسون به زور می خنده و بهت میگه : "لابد قوی سیاهش رو دوست داری ؟"
و تو بهش میگی اونو اصلا ندیدم .
بعد اونم تعجب می کنه و میگه : "پس چرا ناتالی رو دوست داری ؟ "
و تو هم میگی معلومه واسه ماتیلدا و لئون و حرفه ای .
بعد می پرسه:" و کینت رو واسه چی ؟"
و تو می گی واسه "کتابخوان" واسه کرم کتاب بودنش .واسه اینکه اگه یه روزم به آخر عمرم مونده باشه باید با این زن یه قهوه بخورم.اصلا باهاش فراپه می خورم مثل همین فراپه که با شما خوردم .
بعد "اِما" خسته میشه و میگه :"خوب من باید برگردم سر ضبط .راستی نگفتی واسه چی اومدی امروز استودیو پارامونت ؟"
و تو جواب میدی :"باورت میشه خودمم نمی دونم. اومدم اینجا کمک کنم به برگزاری یه مراسم . این همه سال مراسم برگزار کردیم رو چک لیست .کی فکرش رو می کرد یه روزی چک لیست من به درد بخوره اینجا تو استودیو پارامونت . تازه اول چک لیست می دونی چیه ؟ "
می خنده و میگه :"نه"
میگم:"سرود ملی .تو مملکت ما همه چی سرود ملی شروع میشه و اسم خدا "
میگه:"می فهمم"
بعد لبخندی می زنه و هاگت میکنه -همون بغل خودمون- دست می ده و در حالی که میره میگه :"امیدوارم یه روز باهاش قهوه یا فراپه بخوری.عجیبه خیلی عجیبه ...."
و تو بهش میگی :"عجیب منم که یه سینه حرف دارم ولی جاش سکوت تحویل همه میدم .عجیب منم که واسه خودم یه پا سالینجر شدم بدون اینکه ناطوردشت بنویسم . من از تخم و ترکه هولدن کالفیلدم دخترم"
وقتی رفت تو دلم گفتم امروز شاید با فیسبوکم اندازه نوشتن یه مزخرف هجو آشتی کنم. فقط خواستم بدونی "ساسی "من هر کاری اراده کنم می کنم. مشکل اینه که اراده نمی کنم. اینم تقصیر خداست .به خدا که هر چی خواستیم داد .موندم دیگه چی بخوام ازش . روم نمیشه واسه یه فراپه خوردن بهش رو بندازم. اراده هم که ضعیف ...............
/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید محمد امین شاهمرادی

سلام.وبلاگ خوبی داری.به وبلاگ من هم سر بزن و علم و دانش خود را در زمینه شیمی و فیزیک و... زیاد کن من منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم. متشکرم

مهشيد

واقعا اما واتسون بود يا خيالش؟! من برعكس از اما استون خيلي خوشم مياد هيجا ايران ك نميشه اصن داغون خاكشم الان خاستم يكم دلتو اب كنم تنهايي اونجا چكار ميكني؟ من نفسم ميگيره بوخدا

مهشيد

واقعا اما واتسون بود يا خيالش؟! من برعكس از اما استون خيلي خوشم مياد هيجا ايران ك نميشه اصن داغون خاكشم الان خاستم يكم دلتو اب كنم تنهايي اونجا چكار ميكني؟ من نفسم ميگيره بوخدا

گیس بریده

سلام یه بار هزار بار نمیشه چشماتو ببند و بهش رو بنداز می ارزه[گل]

بنفشه

بالاخره زندگی همین است و لحظات ضد و نقیض زیاد دارد ولی فکر کنم شما تو این دوتا پست اخر از "افعال معکوس " استفاده کردید . ان بی ربط های (اتفاقا" با ربط ) پست قبل در این متن با پارگرافهای بی ربط بهتر جا می گیرند . و این که البته که فراپه نوشیدنی خوبیه .

مهسا

اره بعضی چیزا توضیح دادنی نیست فقط اید احساس کنی و با احساست لمسش کنی،همین چیزاست که روحتو صیقل میده اره بعضی حرفا گفتنی نیست به قول امیرحسام حرفی که گفتنش فایده ای نداره رو برای چی آدم بگه؟ ولی من میگم باید حرفی که خیلی اذیتت میکنه رو بگی تا مثل الان من روحت جسمت رو نخوره و هر روز لاغرتر از دیروز بشی و همه با حسرت بهت بگن خوش بحالت و من تو دلم بگم کاش 120 کیلو بودم و اینطوری دلم اشوب نبود.... ولی همیشه باید کسی باشه تا بغض هاتو قبل از لرزیدن چونت بفهمه... باور کن بعضی ها دارن یه همچین همراهی رو کنارشون ولی این کمی وسعت فکر و تفکر من باعث شده کسی رو نبینم که بخواد برام همچین نقشی رو داشته باشه سالهاست محو تماشای ستاره ای شدم که سالها پیش سوخته و فقط نورش رو تو تصورم دارم میبینم و فکر میکنم دنیام باهاش رو شنه ... میدونی سخت چیه؟اینه که بدونی اشتباه میکنی و دوباره اشتباه رو تکرار کنی...

الهام

سلام اقای فرزاد حسنی[لبخند] خسته نباشید. سوالی داشتم از شما و اونم اینکه هنوز هم در لس انجلس زندگی میکنید یا به ایران برگشتید؟ جواب این سوال خیلی برایم مهمه اگه لطف کنید پاسخ بدید ممنون میشم. میخواستم درباره مطلب مهمی باهاتون مشورت کنم که اگر هنوز ساکن لس انجلس هستید با ایمیل اون مطلب رو خدمت شما عرض خواهم کرد. سپاس[گل]

الهام

سلام اقای فرزاد حسنی[لبخند] خسته نباشید. سوالی داشتم از شما و اونم اینکه هنوز هم در لس انجلس زندگی میکنید یا به ایران برگشتید؟ جواب این سوال خیلی برایم مهمه اگه لطف کنید پاسخ بدید ممنون میشم. میخواستم درباره مطلب مهمی باهاتون مشورت کنم که اگر هنوز ساکن لس انجلس هستید با ایمیل اون مطلب رو خدمت شما عرض خواهم کرد. سپاس[گل]

الهام

سلام اقای فرزاد حسنی[لبخند] خسته نباشید. سوالی داشتم از شما و اونم اینکه هنوز هم در لس انجلس زندگی میکنید یا به ایران برگشتید؟ جواب این سوال خیلی برایم مهمه اگه لطف کنید پاسخ بدید ممنون میشم. میخواستم درباره مطلب مهمی باهاتون مشورت کنم که اگر هنوز ساکن لس انجلس هستید با ایمیل اون مطلب رو خدمت شما عرض خواهم کرد. سپاس[گل]

رعنا

موافقم