ماه منیر برگشته

ماه منیر برگشته


فریماه فرجامی دوباره بازگشته . با کوله باری از نوستالژی ،خسته و دلشکسته اما برگشته . 
فریماه سال هاست که حالش خوب نیست و سال های سال بود که در تهران در محله ما سکونت داشت و به واسطه همسایگی یکی از دوستان از حال و روزش خبر داشتم . 
احوالات او دستمایه یکی از داستان هایم شد در اولین مجموعه داستان کوتاهم . بعدها شهرزاد همتی مصاحبه ای با او انجام داد در روزهایی که حالش خوب نبود . 
کتاب را برای او فرستادم که این داستان را بخواند. مصاحبه و داستان بی آنکه بدانیم شباهت های زیادی داشت . 
ماه منیر حالا برگشته . سرپا شده و برگشته و تاوان نبودنش را خیلی ها بی آنکه بدانند داده اند . 
آنکه می گفت در صحنه تئاتری در دهه 60 شیفته اش شد و آنان که از عاشقان سینه چاک "پرده آخر "واروژ بودند و "سرب"کیمیایی را با سر تراشیده او می پسندند و یا آنهایی که زن خوش تیپ فیلم اجاره نشین ها را به خاطر می آوردند جایی که از اکبر عبدی یا آن صورت و چهره بر افروخته می ترسد . 
":رفتی خودتو این ریختی کردی که خانم رو بترسونی ؟"-بخشی از دیالوگ اجاره نشین ها"
و ماه منیر قصه "مادر" به روایت علی حاتمی که بارها و بارها دیده ام و صحنه آخر فیلم وقت دیکته گفتن ماه منیر به برادر .....آه مادر .............
خسته و دلشکسته خودش برگشت .دید کسی به یادش نیست و فراموش شده پا در کفش خود کرد و بلند شد و بر گشت . 
لازم است از کسی که در تمام این سال ها بی آنکه کسی بداند به او رسید تشکر کنم . از تهمینه (بیتا)زنی بزرگ و شایسته و محترم .از معدود زنان موثر در زندگی من که در کنار والدین بیمارش در تمام این سال ها گاه و بی گاه به او نیز می رسید . 
حالا ماه منیر ما برگشته ...خسته است اما برگشته .....

/ 4 نظر / 49 بازدید
me

نوستالژی خیلی مشترکی نبود! [لبخند]

من..

سلام آقای حسنی میشه بگین اون عکسی که گذاشتین قسمت در باره من ،سمت چپ منظورمه...عکس چه کسیه؟!!!! فکرنمیکنم عکس شما باشه،امیدوارم ناراحت نشده باشین که دارم می پرسم ،آخه یه مدتی بدجور منو درگیر کرده و دارم فکر میکنم ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم

اسماعیل پلویی

به قول «سیّد» گوزنها: وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره، حالا که اومدی می فهمم کی اومده!

من..

خیلی ممنون که پاسخ گو بودین و ازاون مهمتر خیلی خیلی ممنون که نظر ها رو تایید میکنین واقعا خسته نباشین و خدا قوت