چرا باید ایران را دوست داشت؟

علی اشرف درویشیان

چرا باید ایران را دوست داشت؟

 

ایران را دوست دارم چون که مزرعه های سرسبز و معطر برنج شمال را دوست دارم .چون جنگل های انبوه مازندران و رشت را دوست دارم .ایران را دوست دارم چون فردوسی و شاهنامه اش را دوست دارم .چون رستم و سهراب و گردآفرید و تهمینه را دوست دارم . چون شیراز را دوست دارم. حافظ و سعدی را دوست دارم .چون کرمانشاه را دوست دارم و ابوالقاسم لاهوتی شاعر نامدار کرمانشاهی را دوست دارم .باغ های کرمانشاه و درخت های آلوچه و انگور و سیب و گلابی اش را دوست دارم . چون بیستون و شیرین و فرهاد را دوست دارم .چون لاله های واژگون لرستان را دوست دارم . ایران را دوست دارم زیرا دکتر محمد مصدق , خسرو روزبه , خسرو گلسرخی و قهرمانانی چون بیژن جزنی و سعید سلطانپور و محمد مختاری و جعفر پوینده و همه ی جانباختگان راه آزادی را دوست دارم . ایران را دوست دارم چون سرزمین پدری و اجدادی من است و مزار عزیزانم در آن است .پدر , مادر , مادربزرگ و همه ی کسانم در آن خوابیده اند . ایران را دوست دارم چون مقام های سه گاه و چهار گاه و شور ودشتی و همایون و افشاری و در نهایت شجریان و آوازش را دوست دارم . و سه تار و کمانچه و دف و تنبور را دوست دارم .ایران را و بابا کرم را دوست دارم . اینها تکه هایی از پازل شخصیت و هویت مرا تشکیل میدهند . بدون این ها که گفتم من بی هویت خواهم بود .

ایران را دوست دارم و آبگوشت و کوفته ی ایرانی را و آش های مختلف و ترید و شله زرد و و شله قلمکار و انواع شربت ها را دوست دارم . و بوی عطر گلاب قمصر کاشان را دوست دارم . بوی چادر مادربزرگم را و جهان پهلوان تختی و پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی را و نامجو را و همه ی کسانی که برای اعتلای نام ایران کوشیده اند .

ایران را دوست دارم و صادق هدایت و بوف کورش را و داش آکل را و شنگول و منگول را و بزرگ علوی را و استاد محمد باقر مومنی و جلال آل احمد و استادم دکتر سیمین دانشور را ودکتر امیر حسین آریانپور را .

اینها همه بخشی از هویت من هستند و اگر این ها نبودند من پا در هوا و ول بودم .اما اینها همه ,آن گل , آن آش , آن شعر و آن تصنیف ها همه شخصیت مرا ساخته اند ومن شدم آنچه که امروز هستم .

ایران را و فرش کاشان و شله زرد روز اربعین و همه ی این ها را دوست دارم و روی همه ی اینها ایران را دوست دارم و سرزمین دلیر پرور کردستان را و کرد ها و شاعران و نویسندگان و مبارزان کرد را دوست دارم . کوچه های بچگی ام را که در ایران است دوست دارم .معلم های گذشته ام را , استادانم را , همه و همه را دوست دارم و ایران را که جایگاه ستارخان و باقرخان و یار محمد خان کرمانشاهی و صفر خان و صمد بهرنگی است دوست دارم . ایران را دوست دارم زیرا شعر های شاملو و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی را دوست دارم .

و در پایان کلمه ی "پایان " را دوست دارم زیرا وقتی در دوران بچگی ام در مدرسه مشق هایم تمام میشد و به پایان میرسیدم شاد میشدم چون میدانستم که دوران زحمت ها و خستگی هایم به پایان رسیده است.

/ 2 نظر / 262 بازدید
میکائیل رسولزاده

متعجبم تو چقدر شبیه منی یا شاید من شبیه توام ولی نه تو یک بچه شهری نانازی من یک بچه دهاتی فین گولو چرا این قدر می تونی خوب بنویسی شاید تو هم دهتی منی چند تا چیز ازت خونده بودم پناهی، احسان نراقی همین درویشیان یاشا داداش

فرشته

نامجو را دوست دارم ایران را دوست دارم یران هویت من است ا ا